آزمايش فني نخستين خودرو برقي ساخت ايران - روابط عمومی
آزمايش فني نخستين خودرو برقي ساخت ايران
سال 88 در دانشگاه صنعتي شريف، از طرف پژوهشكده شهيد رضايي كه متولي برگزاري مسابقات خودروها و موتورهاي برقي هستند، مسابقهاي در خصوص خودروهاي برقي برگزار شد. ما بر اساس آيتم مسابقه كار خود را شروع كرديم. ولي آيتم ها را صددرصد در كار خود لحاظ نكرديم. زيرا من از قبل علاقه اي براي ساخت خودروي برقي داشتم. اين علاقه در سفر من به فرانسه شروع شد آنجا شاهد اين بودم كه بسياري از مردم براي سفرهاي داخلشهري از خودروهاي برقي استفاده ميكنند و در محوطه هايي مثل باشگاههاي ورزشي خودروي خود را به شارژ ميزدند با كارت، هزينه آن را پرداخت ميكردند. اولين خودروي برقي كه آنجا نظر من را جلب كرد، سيتروئن برقي كوچكي بود كه مالك آن ميگفت سالهاست از اين نوع خودروها در شهر استفاده ميكند. علاوه بر آن با توجه به آلودگي هواي تهران، هميشه تصميم داشتم قدم مثبتي در بهبود هواي ناسالم تهران داشته باشم، زيرا مادرم را بخاطر آلودگي هوا از دست دادم. همين قضايا باعث شد به فكر توليد خودرويي برقي بيفتيم كه واقعا قابل استفاده باشد و ايمني در آن رعايت شود.
امروز خودروي قاصدك چه مشخصات فني دارد؟
اين خودرو به موتور 10 كيلوواتي مجهز است كه از هشت باتري 12 ولت تغذيه ميكند. اين باتريها به برق شهر متصل ميشود كه در صورت اينكه هيچ شارژي وجود نداشته باشد، شش ساعت زمان براي پر شدن باتريها لازم است. با تغييراتي كه روي اين خودرو نسبت به روز قبل انجام داديم، قاصدك ميتواند بيش از 90 كيلومتر را با هر بار شارژ بپيمايد و به سرعت بالاي 90 كيلومتر بر ساعت با اين خودرو برسد. يك سيستم تامين انرژي خورشيدي 70 واتي در خودرو وجود دارد كه صفحه خورشيدي روي سقف نصب شده است و وظيفه آن تامين برق هتلينگ (امكانات داخل كابين) اين خودرو است. در صورتي كه خودرو در فضاي باز باشد، در زمان چهار ساعت باتري مخصوص آن پر ميشود. البته اين مسئله را در نظر داشته باشيد كه باتريهاي اين خودرو به ندرت به پايان ميرسد و اكثرا مقدار شارژي در باتري قرار دارد. گيربكس خودرو قاصدك اتوماتيك نيست و از يك جعبه دنده پرايد استفاده شده است. ولي تعويض دنده در اين خودرو نيازي به كلاچ گيري ندارد و اكثر اوقات با دنده اي ثابت حركت ميكنيد. با توجه به اينكه گشتاور موتورهاي برقي در خوبي براي استفاده قرار دارد، ميتوان با خودروهاي برقي بدون تعويض دنده و سنگين كردن آن حركت كرد. در بسياري از اوقات قاصدك با دنده چهار شروع به حركت ميكند و به راحتي شيب ها را بالا ميرود. البته ما توانستيم از سيستم CVT هم استفاده كنيم كه براي تامين قطعات آن راحت تر از آن در قاصدك بهره نگرفتيم. ما در نظر داشتيم قاصدك خودرويي باشد كه قطعات در بازار به راحتي يافت ميشود. پس از بسياري از قطعات پرايد براي ساخت آن استفاده كرديم. شاسي خودرو هم پروفيلي است كه خود ما آن را ساختيم و تمام مراحل توليد را با دقت كافي در خودرو به صورت دستساز لحاظ كرديم. نكته اي كه بايد در مورد اين خودرو گفت، اشاره به اين دارد كه ما تا حد زيادي فناوري خودروهاي برقي را در قاصدك رعايت كرديم. مثلا وقتي ماشين در سراشيبي قرار ميگيرد، موتور به عنوان ژنراتور استفاده ميشود و باتري ها را شارژ ميكند.
در ايران شاهد آن هستيم كه برخي شركتهاي خودروسازي طرحهايي از خودروهاي هيبريد و برقي را رونمايي ميكنند. چرا اين خودروها در حد طرح باقي ميماند و از طرحي مثل قاصدك حمايت نميشود؟
اين را نبايد از من بپرسيد. بهتر به سراغ مديران خودروسازي و مسئولان برويد كه چرا از چنين طرح هايي استفاده نميشود. كافي بود كه چند روز پيش به بيمارستان هاي تهران سري بزنيد و عواقب آلودگي چند روزه هواي تهران را در مراقبت هاي ويژه مراكز درماني ببينيد. چقدر افراد بهخاطر همين آلودگي هوا پايشان به بيمارستانها باز شد! ولي كاري اساسي در اين بخش نميبينيم. اگر بحث حمايت را در نظر نگيريم، چرا نميگذارند همين خودروهايي كه وارد ميشود، نسخه برقي و هيبريد آن به ايران بيايد؟ چرا فرهنگ سازي صورت نميگيرد تا يك خانم براي رفتن به خريد، شاسي بلندي را در خيابان حركت ندهد و آلودگي توليد نكند؟ ميشود كاري كرد كه همان خانم يا هر شهروندي براي مسيرهاي كوتاه و استفاده شهري از خودروهايي مثل قاصدك نصير استفاده كند. چرا بايد خودروهايي مثل كمري هيبريد به خاطر مسائل مربوط به وارداتش به مشكل بخورد؟ اين مثال بارز نشان ميدهد كه يك جاي كار ما مشكل دارد. نهتنها در بهبود وضعيت سلامت هوا كار چنداني انجام نميدهيم، بلكه جلوي گزينههاي رفع مشكل را هم ميگيريم.
از شما به عنوان فردي كه خودروي برقي ساختهايد سوال ميكنيم. برخي كارشناسان معتقد هستند كه خودروهاي هيبريد (عموما دوگانهسوز برقي) پاكتر از خودروهاي تمام برقي هستند. زيرا همان ميزاني را كه از انرژي فسيلي براي توليد برقي استفاده ميشود ميتوان در باك خودروي بنزيني ريخت. نظر شما در مورد اين مسئله چيست؟
اين مسئله كاملا صحيح است. ولي بايد در نظر داشته باشيد كه وقتي از خودروي برقي استفاده ميكنيد، نيروگاه خارج از شهر فعالتي ميكند و برق را توليد ميكند. در نتيجه آلودگي ناشي از سوختن انرژي فسيلي در خارج از شهر پخش ميشود و حداقل از اگزوز خودرو در شهري مثل تهران خارج نميشود.
استفاده خودروي برقي در فرهنگ ايراني ها ديده ميشود؟
در حال حاضر در حدي كه بايد باشد، واقعا نيست. در ايران مرسوم است كه از خودرو هر استفادهاي ميشود. از سفر گرفته تا باربري. معلوم است كه خودرويي دو نفره مثل قاصدك به درد اين افراد نميخورد. ما هم به آنها اين خودرو را توصيه نميكنيم. ولي بايد اين نوع خودرو به مردم معرفي شود و بدانند كه از قاصدك ميتوان براي سفرهاي برونشهري كوتاه مثل رفتن به كرج و ورامين بهراحتي استفاده كرد. ولي ديگر نبايد توقع داشت كه با آن به شهرهاي شمالي بدون توقف سفر كنيم. اگر فناوري باتريهاي ليتيوميدر ايران مانند ساير نقاط جهان وجود داشته باشد، آن موقع است كه ميتوان روي خودروي برقي وطني در بيرون شهرها هم حساب كرد. در خارج از كشور در برخي نقاط شرايطي فراهم است كه خودرو به جايگاه شارژ ميرود و باتري درجا تعويض ميشود و ماشين در زماني بسيار اندك با باتري تمامشارژ شروع به حركت ميكند. ما در اول راه اين نوع فناوري هستيم و در حال نوشتن الفباي آن هستيم.
ما در بحث خودرو شاهد هستيم كه ايرانيان و گروههاي دانشجويي برخي مواقع دستاوردهاي خوبي براي صنعت خودرو دارند. ولي از آن ها حمايت نميشود و گاهي اوقات براي ادامه فعاليت به خارج از ايران ميروند. چرا بايد چنين اتفاقي رخ دهد؟
از شاگردان خود من هم كساني بودند كه امروز در شركتهايي مثل شورولت مشغول فعاليت هستند. متاسفانه حمايتهاي لازم صورت نميگيرد و خودروسازان در عمل ارتباط خوبي با دانشگاهها و مراكز تحقيقاتي دانشبنيان ندارند. البته برخي مواقع اين طرحها نياز به فناوريها و دانشهاي وابسته كه متاسفانه در ايران هنوز نيامده است. ولي توان ما در دانشگاهها بسيار بالا بوده و اين مسئله را ميتوان از جايي فهميد كه روزي همين واحد از دانشگاه خواجه نصير، رشته مهندسي خودرو داشته و كارگاه مجهزي را در زمان خود براي دانشجويان است. ياد ميآورم كه يك تيم دانشجويي، خودرويي هيبريد را در ايران ساختند كه من هم با آنها در بخشهايي همراه بودم. براي شركت در مسابقات به ايتاليا عازم شدند. خودرو را با هزينه زياد به آن كشور انتقال دادند و در پيست اختصاصي فيات واقع در شهر تورين تست كردند. وقتي خودرويي كه دستساز است و دانشجويان ما آن را ساختهاند، به ايتاليا ميرود و در پيست فيات اجازه تست به آن داده ميشود، يعني اينكه استانداردهاي لازم را دارد. در دانشگاههاي ما طرحهاي خوبي وجود دارد كه اگر صنايع خودرويي از آن حمايت كنند، اتفاقات خوبي ميافتد.
شاهد هستيم كه از جانب برخي نهادها حمايتهايي از موتورسيكلتهاي برقي و خودروهاي هيبريد صورت ميگيرد و قرار است اين نوع وسايل نقليه با وام و قيمت مناسب به مردم تحويل داده شود. چرا بهجاي اينكه شركتهاي توليدي ما از دانش بومياستفاده كنند، به سراغ شركتهاي چيني ميروند؟
اين حمايتها ماهيت جدي را به خود نگرفتهاند. در حد حرفي است كه مدتهاست زده ميشود. وقتي بنگاههاي اقتصادي ما به فكر سرمايهگذاري زودبازده هستند و چينيها آن كار را در زمان كوتاهي با بودجه كميانجام ميدهند، معلوم است كسي سراغ دانش بومينميآيد. مقصر اصلي دولت است. اگر دولت از ما و امثال ما حمايت كند، ميتوانيد ببينيد كه چه اتفاقهاي خوبي ميافتد. بايد براي اين نوع موتورسيكلتها و خودروها، يارانه داده شود تا مردم به خريدن آن ترغيب شوند. حرف ها مشكل آلودگي هوا را حل نميكنند. بايد در عمل شاهد رفع مشكلات باشيم. سال 88 كه از اين خودرو رونمايي شد، آقاي رويانيان كه در آن زمان مسئول ستاد حملونقل سوخت كشور بودند، در مراسم رونمايي گفتند كه فردا اين گروهي كه قاصدك را ساختهاند به دفتر من بيايند تا پذيراي آنها باشيم. بعد از شش سال هنوز فردا نيامده است!
طبق آمار جهاني، هر ساله ايران جزو كشورهايي است كه توليد علم و دانش ميكند. چرا ما اين توليدات تئوري را در عمل مشاهده نميكنيم و چرا صنعت خودروسازي ما حمايت لازم را ندارد؟
من با سابقهاي كه در صنعت خودرو و آموزش كشور دارم، به صراحت ميگويم كه ايران دانش خودروسازي ندارد! كافي است در بطن صنعت خودرو برويد تا ببينيد هر چيزي كه ملي خطاب ميكنند، از خارج كشور به ايران تزريق شده است. ما شاهد بوديم كه در اين همه مدت، نتواستند روي پيكان تغييري را اعمال كنند. بعد چطور ادعا ميكنيم كه دانش خودروسازي داريم؟!
با توجه به يك استاد دانشگاه كه سابقه زيادي در صنعت و آموزش دارد، ارتباط صنعت با دانشگاه ها را چطور ميبينيد؟
من به عنوان كسي كه سالها مسئول ارتباط داشنگاه با صنايع بودم، ميگويم كه كوچكترين همكاري و روي خوش از صنايع ديده نميشود. من تمام دانشجويانم به بهترين واحدهاي صنعتي ايران براي كارآورزي و بازديد فرستادهام. ولي اكثر اين اتفاقات بهخاطر رابطهاي بود كه با برخي مسئولان شركتها داشتم. بسياري اوقات به واسطه دانشجوياني كه اين روزها در صنعت خودرو حرفي براي گفتن دارند، براي شاگردانم كارآموزي و بازديد هماهنگ ميكنند. حال به نظر شما، اين ارتباط، شرايطي شفاف و واقعي دارد؟! دانشجوي مكانيك هم بايد بداند كه خود جوياي علم باشد. خودش بايد سراغ تجربه برود. برخي شركتها دانشجوياني را براي كارآموزي ميگيرد. بايد آنقدر آن دانشجو فرصتطلب و جوياي تجربه باشد كه آن فضاي خوب كاري را سكوي پرتابي براي ايده هاي خود بكند.
اگر ما امكاناتي در حد امكانات تيم تحقيقاتي خودرو بولت شورولت در ايران داشتيم، چقدر قاصدك پيشرفت ميكرد؟
نميگويم كه ما هم خودرويي بهتر از بولت ميساختيم. ولي تيم 13 نفره قاصدك نصير نشان داد ميتواند با همت دستان خود كاري نوين را انجام دهد. مطمئنا اگر ما هم شرايط آنها را داشتيم، خودرويي بهتر از قاصدك امروز را شاهد بوديم كه به مراتب طراحي بهتر و فناوري بيشتري داشت. من براي باتري اين خودرو را، از باتريهايي استفاده ميكنم كه در خيابانها به فروش ميرسد. در نظر داشته باشيد كه اگر فناروي ليتيوم آنها را ما داشتيم، چه خودرويي را ميتوانستيم درست كنيم. من اعتقاد دارم كه اگر تيبا هاچبك سايپا را به من بدهند تا نسخه برقي آن را بسازم، خودرويي خوب را ميتوان به مردم تحويل داد. اگر دولت به اين طرحها يارانه بدهد، بديهي است كه افراد به خريد آن راغب ميشوند. ما امكانات كشورهاي غربي را كه نداريم، هيچ! حتي بعد از شش سال نتواستهام خودرو را در شرايطي مساعد تست كنم. هر بار كه ميخواهم آزمايشي را روي قاصدك انجام دهم، سعي ميكنم در مناطقي اين كار را انجام دهم كه پليس من را نبيند تا به خودرو ايراد نگيرد.
همين تيبايي كه شما اشاره كرديد. اگر برقي شود چقدر ميارزد؟
به نظر من قيمت فعلي تيبا واقعي نيست كه بخواهم قيمت نسخه برقي را نسبت به آن بگويم. ولي اگر حمايتهاي كافي انجام شود و دولت و مسئولان واقعا از اين طرحها حمايت كنند و به مردم يارانه كافي را ارائه دهند تا با خودروي برقي بهتر آشنا شوند و خريداري كنند، فكر كنم قيمت 12 ميليون عدد معقولي باشد.
اگر قرار باشد قاصدك را به نرخ روز بسازيد، چقدر هزينه دارد؟
ساخت نمونه اوليه هزينه زيادي دارد. اين خودرو با دست ساخته شده است و بدنه فلزي دارد و مثل فرش دستبافت ميماند. اگر بخواهم خودرويي ديگر بسازم، از اتاق خودروي آماده استفاده ميكنم تا هزينهها كاهش يابد. در اين شرايط نمونه اوليه بين 20 تا 25 ميليون تومان هزينه دارد. زماني هم كه با آن تيم براي ساخت قاصدك صرف كرديم، حدود چهار ماه بود. به مراتب اگر خودرو در خط توليد قرار گيرد، هزينهها سرشكن ميشود و كاهش قيمت تمامشده را شاهد هستيم. ساخت خودروي برقي تيبا2 هزينه خط توليد خاصي ندارد. زيرا اتاق خودرو ثابت است و تنها بخش فني آن تغيير ميكند.
اگر حمايتها شكل بگيرد، شما قاصدك را به خودرويي با توليد انبوه تبديل ميكنيد؟
صددرصد برخي دوستان ميگويند كه چرا چند نمونه از آن نساختي. در جواب ميگويم من خودروساز نيستم كه بخواهم خودرويي بسازم و سود كنم. ما اين خودرو را با اين هدف ساختيم كه به ديگران انگيزه بدهيم و يك خودروي برقي را به مردم معرفي كنيم. اگر خودروساز از اين خودرو حمايت كند، خودم پاي كار تا آخرين نفس ميايستم تا حداقل قدميبراي هواي پاك برداشته باشم.
شما چه اهداف و آرزوهايي براي قاصدك داريد؟
خيلي دوست دارم نسخه از قاصدكاي را بسازم كه هيبريد باشد و در كنار موتور برقي، موتور بنزيني هم قرار داشته باشد. اين روزها هم به دنبال اين هستم كه خودرو را به صورت قانوني تست و از قبل بهترش كنم.
تست قاصدك
بعد از مصاحبه، مهندس افشار مانند يك استاد، خيلي پرشور و با اشتياق قاصدك نصير را به ما معرفي كرد. او گفت نام قاصدك را به انتخاب بچههاي گروه روي خودرو گذاشتيم و نصير هم بهخاطر دانشگاه خواجهنصير به آن اضافه كرديم. او ميگفت خودرو به هشت باتري براي حركت كردن نياز دارد كه زير صندليها و پشت خودرو قرار دارند. يك باتري هم كه براي هتلنيگ خودرو استفاده ميشود زير كاپوت ماشين نصب شدهاست. تغييرات جديد خودرو توانسته است ماشين بسيار كاربرديتر از قبل باشد. با اينكه هوا باراني بود و بهتازگي صفحه خورشيدي روي آن نصب شده بود، مهندس با حسوحالي ميهماننوازانه ما را به دور زدن با خودرو دعوت كرد. تجربه نشستن در خودروي تمام برقي حس عجيبي بود. دكمه را روي داشبورد از حالت خلاص روي دنده عقب گذاشتيم و خودرو را به بيرون كارگاه آورديم. با تغيير حالت از دنده عقب به حركت به جلو، خودرو را به فضاي شهري آورديم. وقتي ماشين حركت كرد، فكر نميكرديم آنقدر خوب باشد. جالب بود يك ماشين دستساز نرم و راحت بود. در كنار نرمي خودرو به راحتي شتابگيري ميكرد و بدون تعويض دنده خودرو به سرعتهاي مناسب داخل شهري ميرسيد. به محض اينكه در سراشيبي قرار ميگرفتيم چرخش چرخها باتريها را شارژ ميكرد. با اينكه از چالههاي آب رد ميشديم، خللي در عملكرد خودرو نميديديم و آب به داخل اتاق به هيچ وجه نفوذ نميكرد. جالب بود با همين طراحي ساده اتاق، احساس ميكرديم سوار خودرويي معمولي شديم. زيرا امكاناتي مثل برفپاككن، چراغ، سيستم صوتي، شيشههاي برقي و... در خودرو وجود داشت. آهنگهاي سنتي كه از بلندگوي خودرو پخش ميشد، حس خوبي را زير باران با خودروي برقي ايراني درست كرده بود. با اينكه فرمان خودرو ساده بود، ولي عملكرد خوبي داشت و شاهد بوديم در شرايط شهري، اين خودرو پا به پاي ماشينهاي ديگر حركت ميكند. جالب بود با توجه به گشتاور بالاي موتور برقي، قاصدك در سر بالاييها عملكرد فوقالعاده داشت. مهندس براي نشان دادن بخشي از توانمنديهاي قاصدك ما را به منطقهاي گلي و سر بالايي روي تپه و چاله برد. هر لحظه احتمال ميداديم در اين شرايط آب و هوايي و در اين چالههاي گلي اتفاقي براي خودرو بيفتد. ولي تجربه 35 ساله خودرويي او در اينجا نشان داده ميشد كه با خيال راحت به دل گل و لاي ميزد. قاصدك به راحتي از شيب بالا رفت و راحتتر از آن پايين آمد و در چالههاي گلي بدون هيچ توقفي حركت ميكرد. در مسير برگشتن سرعت خودرو را كمي افزايش داديم و متوجه شديم با توجه به زمين خيس، ترمزهاي خودرو هم به خوبي عمل ميكنند و در ترمزهاي شديد شاهد گيجي خودرو نبوديم. وقتي به دانشگاه برگشتيم، به اين فكر ميكرديم اين خودرو به عنوان يك نمونه ساخته شده است و اگر در توليد انبوه، با شرايط مساعدتري ساخته شود، چه قابليتهايي پيدا ميكند. شايد زمان آن فرارسيده است كه مسئولان و مديران خودروسازي ما را در اين گونه تستها همراهي كنند تا قدرت دست يك ايراني با امكاناتي را كه دارد، بهتر ببينند.
خودرويي ساخته ميشود. آن هم در سال 88 و امروز حدود شش سال است از آن ميگذرد. چرا كسي پيش قدم نشده است؟ چرا قاصدكي كه هواي پاك را به ارمغان ميآورد، حتي يك پلاك تست هم براي خود ندارد. توجه مسئولان به چه سمتي است؟ حمايتهاي لازم كجا رفته است؟ چرا امروز بايد يك قاصدك وجود داشته باشد و خبري از آن نباشد؟!
امروز خودروي قاصدك چه مشخصات فني دارد؟
اين خودرو به موتور 10 كيلوواتي مجهز است كه از هشت باتري 12 ولت تغذيه ميكند. اين باتريها به برق شهر متصل ميشود كه در صورت اينكه هيچ شارژي وجود نداشته باشد، شش ساعت زمان براي پر شدن باتريها لازم است. با تغييراتي كه روي اين خودرو نسبت به روز قبل انجام داديم، قاصدك ميتواند بيش از 90 كيلومتر را با هر بار شارژ بپيمايد و به سرعت بالاي 90 كيلومتر بر ساعت با اين خودرو برسد. يك سيستم تامين انرژي خورشيدي 70 واتي در خودرو وجود دارد كه صفحه خورشيدي روي سقف نصب شده است و وظيفه آن تامين برق هتلينگ (امكانات داخل كابين) اين خودرو است. در صورتي كه خودرو در فضاي باز باشد، در زمان چهار ساعت باتري مخصوص آن پر ميشود. البته اين مسئله را در نظر داشته باشيد كه باتريهاي اين خودرو به ندرت به پايان ميرسد و اكثرا مقدار شارژي در باتري قرار دارد. گيربكس خودرو قاصدك اتوماتيك نيست و از يك جعبه دنده پرايد استفاده شده است. ولي تعويض دنده در اين خودرو نيازي به كلاچ گيري ندارد و اكثر اوقات با دنده اي ثابت حركت ميكنيد. با توجه به اينكه گشتاور موتورهاي برقي در خوبي براي استفاده قرار دارد، ميتوان با خودروهاي برقي بدون تعويض دنده و سنگين كردن آن حركت كرد. در بسياري از اوقات قاصدك با دنده چهار شروع به حركت ميكند و به راحتي شيب ها را بالا ميرود. البته ما توانستيم از سيستم CVT هم استفاده كنيم كه براي تامين قطعات آن راحت تر از آن در قاصدك بهره نگرفتيم. ما در نظر داشتيم قاصدك خودرويي باشد كه قطعات در بازار به راحتي يافت ميشود. پس از بسياري از قطعات پرايد براي ساخت آن استفاده كرديم. شاسي خودرو هم پروفيلي است كه خود ما آن را ساختيم و تمام مراحل توليد را با دقت كافي در خودرو به صورت دستساز لحاظ كرديم. نكته اي كه بايد در مورد اين خودرو گفت، اشاره به اين دارد كه ما تا حد زيادي فناوري خودروهاي برقي را در قاصدك رعايت كرديم. مثلا وقتي ماشين در سراشيبي قرار ميگيرد، موتور به عنوان ژنراتور استفاده ميشود و باتري ها را شارژ ميكند.
در ايران شاهد آن هستيم كه برخي شركتهاي خودروسازي طرحهايي از خودروهاي هيبريد و برقي را رونمايي ميكنند. چرا اين خودروها در حد طرح باقي ميماند و از طرحي مثل قاصدك حمايت نميشود؟
اين را نبايد از من بپرسيد. بهتر به سراغ مديران خودروسازي و مسئولان برويد كه چرا از چنين طرح هايي استفاده نميشود. كافي بود كه چند روز پيش به بيمارستان هاي تهران سري بزنيد و عواقب آلودگي چند روزه هواي تهران را در مراقبت هاي ويژه مراكز درماني ببينيد. چقدر افراد بهخاطر همين آلودگي هوا پايشان به بيمارستانها باز شد! ولي كاري اساسي در اين بخش نميبينيم. اگر بحث حمايت را در نظر نگيريم، چرا نميگذارند همين خودروهايي كه وارد ميشود، نسخه برقي و هيبريد آن به ايران بيايد؟ چرا فرهنگ سازي صورت نميگيرد تا يك خانم براي رفتن به خريد، شاسي بلندي را در خيابان حركت ندهد و آلودگي توليد نكند؟ ميشود كاري كرد كه همان خانم يا هر شهروندي براي مسيرهاي كوتاه و استفاده شهري از خودروهايي مثل قاصدك نصير استفاده كند. چرا بايد خودروهايي مثل كمري هيبريد به خاطر مسائل مربوط به وارداتش به مشكل بخورد؟ اين مثال بارز نشان ميدهد كه يك جاي كار ما مشكل دارد. نهتنها در بهبود وضعيت سلامت هوا كار چنداني انجام نميدهيم، بلكه جلوي گزينههاي رفع مشكل را هم ميگيريم.
از شما به عنوان فردي كه خودروي برقي ساختهايد سوال ميكنيم. برخي كارشناسان معتقد هستند كه خودروهاي هيبريد (عموما دوگانهسوز برقي) پاكتر از خودروهاي تمام برقي هستند. زيرا همان ميزاني را كه از انرژي فسيلي براي توليد برقي استفاده ميشود ميتوان در باك خودروي بنزيني ريخت. نظر شما در مورد اين مسئله چيست؟
اين مسئله كاملا صحيح است. ولي بايد در نظر داشته باشيد كه وقتي از خودروي برقي استفاده ميكنيد، نيروگاه خارج از شهر فعالتي ميكند و برق را توليد ميكند. در نتيجه آلودگي ناشي از سوختن انرژي فسيلي در خارج از شهر پخش ميشود و حداقل از اگزوز خودرو در شهري مثل تهران خارج نميشود.
استفاده خودروي برقي در فرهنگ ايراني ها ديده ميشود؟
در حال حاضر در حدي كه بايد باشد، واقعا نيست. در ايران مرسوم است كه از خودرو هر استفادهاي ميشود. از سفر گرفته تا باربري. معلوم است كه خودرويي دو نفره مثل قاصدك به درد اين افراد نميخورد. ما هم به آنها اين خودرو را توصيه نميكنيم. ولي بايد اين نوع خودرو به مردم معرفي شود و بدانند كه از قاصدك ميتوان براي سفرهاي برونشهري كوتاه مثل رفتن به كرج و ورامين بهراحتي استفاده كرد. ولي ديگر نبايد توقع داشت كه با آن به شهرهاي شمالي بدون توقف سفر كنيم. اگر فناوري باتريهاي ليتيوميدر ايران مانند ساير نقاط جهان وجود داشته باشد، آن موقع است كه ميتوان روي خودروي برقي وطني در بيرون شهرها هم حساب كرد. در خارج از كشور در برخي نقاط شرايطي فراهم است كه خودرو به جايگاه شارژ ميرود و باتري درجا تعويض ميشود و ماشين در زماني بسيار اندك با باتري تمامشارژ شروع به حركت ميكند. ما در اول راه اين نوع فناوري هستيم و در حال نوشتن الفباي آن هستيم.
ما در بحث خودرو شاهد هستيم كه ايرانيان و گروههاي دانشجويي برخي مواقع دستاوردهاي خوبي براي صنعت خودرو دارند. ولي از آن ها حمايت نميشود و گاهي اوقات براي ادامه فعاليت به خارج از ايران ميروند. چرا بايد چنين اتفاقي رخ دهد؟
از شاگردان خود من هم كساني بودند كه امروز در شركتهايي مثل شورولت مشغول فعاليت هستند. متاسفانه حمايتهاي لازم صورت نميگيرد و خودروسازان در عمل ارتباط خوبي با دانشگاهها و مراكز تحقيقاتي دانشبنيان ندارند. البته برخي مواقع اين طرحها نياز به فناوريها و دانشهاي وابسته كه متاسفانه در ايران هنوز نيامده است. ولي توان ما در دانشگاهها بسيار بالا بوده و اين مسئله را ميتوان از جايي فهميد كه روزي همين واحد از دانشگاه خواجه نصير، رشته مهندسي خودرو داشته و كارگاه مجهزي را در زمان خود براي دانشجويان است. ياد ميآورم كه يك تيم دانشجويي، خودرويي هيبريد را در ايران ساختند كه من هم با آنها در بخشهايي همراه بودم. براي شركت در مسابقات به ايتاليا عازم شدند. خودرو را با هزينه زياد به آن كشور انتقال دادند و در پيست اختصاصي فيات واقع در شهر تورين تست كردند. وقتي خودرويي كه دستساز است و دانشجويان ما آن را ساختهاند، به ايتاليا ميرود و در پيست فيات اجازه تست به آن داده ميشود، يعني اينكه استانداردهاي لازم را دارد. در دانشگاههاي ما طرحهاي خوبي وجود دارد كه اگر صنايع خودرويي از آن حمايت كنند، اتفاقات خوبي ميافتد.
شاهد هستيم كه از جانب برخي نهادها حمايتهايي از موتورسيكلتهاي برقي و خودروهاي هيبريد صورت ميگيرد و قرار است اين نوع وسايل نقليه با وام و قيمت مناسب به مردم تحويل داده شود. چرا بهجاي اينكه شركتهاي توليدي ما از دانش بومياستفاده كنند، به سراغ شركتهاي چيني ميروند؟
اين حمايتها ماهيت جدي را به خود نگرفتهاند. در حد حرفي است كه مدتهاست زده ميشود. وقتي بنگاههاي اقتصادي ما به فكر سرمايهگذاري زودبازده هستند و چينيها آن كار را در زمان كوتاهي با بودجه كميانجام ميدهند، معلوم است كسي سراغ دانش بومينميآيد. مقصر اصلي دولت است. اگر دولت از ما و امثال ما حمايت كند، ميتوانيد ببينيد كه چه اتفاقهاي خوبي ميافتد. بايد براي اين نوع موتورسيكلتها و خودروها، يارانه داده شود تا مردم به خريدن آن ترغيب شوند. حرف ها مشكل آلودگي هوا را حل نميكنند. بايد در عمل شاهد رفع مشكلات باشيم. سال 88 كه از اين خودرو رونمايي شد، آقاي رويانيان كه در آن زمان مسئول ستاد حملونقل سوخت كشور بودند، در مراسم رونمايي گفتند كه فردا اين گروهي كه قاصدك را ساختهاند به دفتر من بيايند تا پذيراي آنها باشيم. بعد از شش سال هنوز فردا نيامده است!
طبق آمار جهاني، هر ساله ايران جزو كشورهايي است كه توليد علم و دانش ميكند. چرا ما اين توليدات تئوري را در عمل مشاهده نميكنيم و چرا صنعت خودروسازي ما حمايت لازم را ندارد؟
من با سابقهاي كه در صنعت خودرو و آموزش كشور دارم، به صراحت ميگويم كه ايران دانش خودروسازي ندارد! كافي است در بطن صنعت خودرو برويد تا ببينيد هر چيزي كه ملي خطاب ميكنند، از خارج كشور به ايران تزريق شده است. ما شاهد بوديم كه در اين همه مدت، نتواستند روي پيكان تغييري را اعمال كنند. بعد چطور ادعا ميكنيم كه دانش خودروسازي داريم؟!
با توجه به يك استاد دانشگاه كه سابقه زيادي در صنعت و آموزش دارد، ارتباط صنعت با دانشگاه ها را چطور ميبينيد؟
من به عنوان كسي كه سالها مسئول ارتباط داشنگاه با صنايع بودم، ميگويم كه كوچكترين همكاري و روي خوش از صنايع ديده نميشود. من تمام دانشجويانم به بهترين واحدهاي صنعتي ايران براي كارآورزي و بازديد فرستادهام. ولي اكثر اين اتفاقات بهخاطر رابطهاي بود كه با برخي مسئولان شركتها داشتم. بسياري اوقات به واسطه دانشجوياني كه اين روزها در صنعت خودرو حرفي براي گفتن دارند، براي شاگردانم كارآموزي و بازديد هماهنگ ميكنند. حال به نظر شما، اين ارتباط، شرايطي شفاف و واقعي دارد؟! دانشجوي مكانيك هم بايد بداند كه خود جوياي علم باشد. خودش بايد سراغ تجربه برود. برخي شركتها دانشجوياني را براي كارآموزي ميگيرد. بايد آنقدر آن دانشجو فرصتطلب و جوياي تجربه باشد كه آن فضاي خوب كاري را سكوي پرتابي براي ايده هاي خود بكند.
اگر ما امكاناتي در حد امكانات تيم تحقيقاتي خودرو بولت شورولت در ايران داشتيم، چقدر قاصدك پيشرفت ميكرد؟
نميگويم كه ما هم خودرويي بهتر از بولت ميساختيم. ولي تيم 13 نفره قاصدك نصير نشان داد ميتواند با همت دستان خود كاري نوين را انجام دهد. مطمئنا اگر ما هم شرايط آنها را داشتيم، خودرويي بهتر از قاصدك امروز را شاهد بوديم كه به مراتب طراحي بهتر و فناوري بيشتري داشت. من براي باتري اين خودرو را، از باتريهايي استفاده ميكنم كه در خيابانها به فروش ميرسد. در نظر داشته باشيد كه اگر فناروي ليتيوم آنها را ما داشتيم، چه خودرويي را ميتوانستيم درست كنيم. من اعتقاد دارم كه اگر تيبا هاچبك سايپا را به من بدهند تا نسخه برقي آن را بسازم، خودرويي خوب را ميتوان به مردم تحويل داد. اگر دولت به اين طرحها يارانه بدهد، بديهي است كه افراد به خريد آن راغب ميشوند. ما امكانات كشورهاي غربي را كه نداريم، هيچ! حتي بعد از شش سال نتواستهام خودرو را در شرايطي مساعد تست كنم. هر بار كه ميخواهم آزمايشي را روي قاصدك انجام دهم، سعي ميكنم در مناطقي اين كار را انجام دهم كه پليس من را نبيند تا به خودرو ايراد نگيرد.
همين تيبايي كه شما اشاره كرديد. اگر برقي شود چقدر ميارزد؟
به نظر من قيمت فعلي تيبا واقعي نيست كه بخواهم قيمت نسخه برقي را نسبت به آن بگويم. ولي اگر حمايتهاي كافي انجام شود و دولت و مسئولان واقعا از اين طرحها حمايت كنند و به مردم يارانه كافي را ارائه دهند تا با خودروي برقي بهتر آشنا شوند و خريداري كنند، فكر كنم قيمت 12 ميليون عدد معقولي باشد.
اگر قرار باشد قاصدك را به نرخ روز بسازيد، چقدر هزينه دارد؟
ساخت نمونه اوليه هزينه زيادي دارد. اين خودرو با دست ساخته شده است و بدنه فلزي دارد و مثل فرش دستبافت ميماند. اگر بخواهم خودرويي ديگر بسازم، از اتاق خودروي آماده استفاده ميكنم تا هزينهها كاهش يابد. در اين شرايط نمونه اوليه بين 20 تا 25 ميليون تومان هزينه دارد. زماني هم كه با آن تيم براي ساخت قاصدك صرف كرديم، حدود چهار ماه بود. به مراتب اگر خودرو در خط توليد قرار گيرد، هزينهها سرشكن ميشود و كاهش قيمت تمامشده را شاهد هستيم. ساخت خودروي برقي تيبا2 هزينه خط توليد خاصي ندارد. زيرا اتاق خودرو ثابت است و تنها بخش فني آن تغيير ميكند.
اگر حمايتها شكل بگيرد، شما قاصدك را به خودرويي با توليد انبوه تبديل ميكنيد؟
صددرصد برخي دوستان ميگويند كه چرا چند نمونه از آن نساختي. در جواب ميگويم من خودروساز نيستم كه بخواهم خودرويي بسازم و سود كنم. ما اين خودرو را با اين هدف ساختيم كه به ديگران انگيزه بدهيم و يك خودروي برقي را به مردم معرفي كنيم. اگر خودروساز از اين خودرو حمايت كند، خودم پاي كار تا آخرين نفس ميايستم تا حداقل قدميبراي هواي پاك برداشته باشم.
شما چه اهداف و آرزوهايي براي قاصدك داريد؟
خيلي دوست دارم نسخه از قاصدكاي را بسازم كه هيبريد باشد و در كنار موتور برقي، موتور بنزيني هم قرار داشته باشد. اين روزها هم به دنبال اين هستم كه خودرو را به صورت قانوني تست و از قبل بهترش كنم.
تست قاصدك
بعد از مصاحبه، مهندس افشار مانند يك استاد، خيلي پرشور و با اشتياق قاصدك نصير را به ما معرفي كرد. او گفت نام قاصدك را به انتخاب بچههاي گروه روي خودرو گذاشتيم و نصير هم بهخاطر دانشگاه خواجهنصير به آن اضافه كرديم. او ميگفت خودرو به هشت باتري براي حركت كردن نياز دارد كه زير صندليها و پشت خودرو قرار دارند. يك باتري هم كه براي هتلنيگ خودرو استفاده ميشود زير كاپوت ماشين نصب شدهاست. تغييرات جديد خودرو توانسته است ماشين بسيار كاربرديتر از قبل باشد. با اينكه هوا باراني بود و بهتازگي صفحه خورشيدي روي آن نصب شده بود، مهندس با حسوحالي ميهماننوازانه ما را به دور زدن با خودرو دعوت كرد. تجربه نشستن در خودروي تمام برقي حس عجيبي بود. دكمه را روي داشبورد از حالت خلاص روي دنده عقب گذاشتيم و خودرو را به بيرون كارگاه آورديم. با تغيير حالت از دنده عقب به حركت به جلو، خودرو را به فضاي شهري آورديم. وقتي ماشين حركت كرد، فكر نميكرديم آنقدر خوب باشد. جالب بود يك ماشين دستساز نرم و راحت بود. در كنار نرمي خودرو به راحتي شتابگيري ميكرد و بدون تعويض دنده خودرو به سرعتهاي مناسب داخل شهري ميرسيد. به محض اينكه در سراشيبي قرار ميگرفتيم چرخش چرخها باتريها را شارژ ميكرد. با اينكه از چالههاي آب رد ميشديم، خللي در عملكرد خودرو نميديديم و آب به داخل اتاق به هيچ وجه نفوذ نميكرد. جالب بود با همين طراحي ساده اتاق، احساس ميكرديم سوار خودرويي معمولي شديم. زيرا امكاناتي مثل برفپاككن، چراغ، سيستم صوتي، شيشههاي برقي و... در خودرو وجود داشت. آهنگهاي سنتي كه از بلندگوي خودرو پخش ميشد، حس خوبي را زير باران با خودروي برقي ايراني درست كرده بود. با اينكه فرمان خودرو ساده بود، ولي عملكرد خوبي داشت و شاهد بوديم در شرايط شهري، اين خودرو پا به پاي ماشينهاي ديگر حركت ميكند. جالب بود با توجه به گشتاور بالاي موتور برقي، قاصدك در سر بالاييها عملكرد فوقالعاده داشت. مهندس براي نشان دادن بخشي از توانمنديهاي قاصدك ما را به منطقهاي گلي و سر بالايي روي تپه و چاله برد. هر لحظه احتمال ميداديم در اين شرايط آب و هوايي و در اين چالههاي گلي اتفاقي براي خودرو بيفتد. ولي تجربه 35 ساله خودرويي او در اينجا نشان داده ميشد كه با خيال راحت به دل گل و لاي ميزد. قاصدك به راحتي از شيب بالا رفت و راحتتر از آن پايين آمد و در چالههاي گلي بدون هيچ توقفي حركت ميكرد. در مسير برگشتن سرعت خودرو را كمي افزايش داديم و متوجه شديم با توجه به زمين خيس، ترمزهاي خودرو هم به خوبي عمل ميكنند و در ترمزهاي شديد شاهد گيجي خودرو نبوديم. وقتي به دانشگاه برگشتيم، به اين فكر ميكرديم اين خودرو به عنوان يك نمونه ساخته شده است و اگر در توليد انبوه، با شرايط مساعدتري ساخته شود، چه قابليتهايي پيدا ميكند. شايد زمان آن فرارسيده است كه مسئولان و مديران خودروسازي ما را در اين گونه تستها همراهي كنند تا قدرت دست يك ايراني با امكاناتي را كه دارد، بهتر ببينند.
خودرويي ساخته ميشود. آن هم در سال 88 و امروز حدود شش سال است از آن ميگذرد. چرا كسي پيش قدم نشده است؟ چرا قاصدكي كه هواي پاك را به ارمغان ميآورد، حتي يك پلاك تست هم براي خود ندارد. توجه مسئولان به چه سمتي است؟ حمايتهاي لازم كجا رفته است؟ چرا امروز بايد يك قاصدك وجود داشته باشد و خبري از آن نباشد؟!